ریپل و استلار از یک ریشه مشترک متولد شدند و حالا برای سهم گرفتن از بازاری رقابت میکنند که میتواند به یکی از بزرگترین بازارهای مالی جهان تبدیل شود. هر دو پروژه به جد مککالب ارتباط دارند؛ فردی که ابتدا در تأسیس Ripple نقش داشت و سپس در سال ۲۰۱۴ از آن جدا شد و Stellar را ایجاد کرد. امروز، این دو شبکه از مهمترین گزینههای کریپتویی برای تبدیل شدن به زیرساخت تسویه داراییهای واقعی توکنیزهشده یا RWA هستند؛ بازاری که برخی تحلیلگران ارزش بالقوه آن را تا ۱۱۴ تریلیون دلار برآورد میکنند.
در سال ۲۰۲۶، هر دو پروژه به موفقیتهای مهمی رسیدند. ریپل با پیشرفت قانون CLARITY در سنای آمریکا، ورود ۱.۴۱ میلیارد دلار سرمایه به ETFهای اسپات ریپل و حجم واقعی پرداختهای برونمرزی، موقعیت قدرتمندی پیدا کرد. در مقابل، استلار بزرگترین تأیید نهادی خود را از DTCC دریافت کرد؛ نهادی که ستون اصلی تسویه اوراق بهادار در آمریکاست و قصد دارد سهام، ETFها و اوراق خزانه توکنیزهشده را روی شبکه Stellar بیاورد.
ریپل و استلار در دو رقابت متفاوت جلو هستند
واقعیت این است که سؤال کدام پروژه برنده میشود؟ جواب سادهای ندارد. ریپل و استلار در حال برنده شدن در دو مسیر متفاوت هستند. سؤال مهمتر برای سرمایهگذاران این است که کدام کاتالیزور زودتر نتیجه میدهد؛ پرداختهای برونمرزی ریپل یا توکنیزهسازی داراییها روی استلار.
داستان مشترک ریپل و استلار اهمیت زیادی دارد؛ چون توضیح میدهد چرا این دو شبکه از نظر فنی شباهت دارند اما از نظر استراتژی تا این اندازه متفاوت شدهاند.
جد مککالب در ایجاد فناوریای که بعدها به دفترکل ریپل تبدیل شد، نقش داشت. او در سال ۲۰۱۴ پس از اختلافنظر درباره مسیر پروژه، Ripple را ترک کرد و Stellar را ساخت. هر دو شبکه دفترکلهایی سریع، ارزان و کممصرف هستند، هر دو توکن بومی دارند، هر دو از مدل اجماع بهجای استخراج استفاده میکنند و هر دو از ابتدا برای جابهجایی ارزش در سطح بینالمللی طراحی شدند، نه اجرای قراردادهای هوشمند پیچیده.
اما تفاوت اصلی در مخاطب هدف آنهاست. Ripple، توکن ریپل و دفترکل ریپل را بهطور مستقیم به سمت بانکها و مؤسسات مالی بزرگ هدایت کرد. این پروژه روی زیرساخت سازمانی، شفافیت قانونی و بازار تجاری پرداختهای برونمرزی تمرکز داشت. در مقابل، بنیاد توسعه Stellar بیشتر بر شمول مالی، بازارهای نوظهور، استیبلکوینها و صدور دارایی روی زیرساخت باز تمرکز کرد.
رقابت در پرداختهای برونمرزی: ریپل جلوتر است
در میدان اصلی و قدیمیتر، یعنی پرداختهای برونمرزی، ریپل با دادههای فعلی جلوتر است. شبکه On-Demand Liquidity ریپل حجم واقعی و روبهرشدی دارد. حجم تجمعی Ripple Payments تا ژانویه ۲۰۲۶ از ۹۵ میلیارد دلار عبور کرده، این شبکه بیش از ۷۰ مسیر ارزی را پوشش میدهد و حدود ۸۰ درصد مسیرهای اصلی حواله جهانی را در بر میگیرد.
حجم اصلی فعالیت در مسیرهایی مانند ژاپن، فیلیپین و مکزیک جریان دارد؛ جایی که هزینههای بانکداری سنتی بالاست و تقاضا برای حوالههای سریع و ارزان دائمی است. نکته مهم برای خود توکن این است که مدل ODL در هر تراکنش، تقاضای مستقیم برای ریپل ایجاد میکند؛ چون ریپل بهعنوان دارایی واسط در دو طرف پرداخت استفاده میشود. پیشبینی شده حجم ODL در سال ۲۰۲۶ بین ۳۰ تا ۵۰ درصد رشد کند.
استلار نیز در حوزه پرداختها فعال است و سابقه مهمی در حوالهها دارد. همکاری آن با MoneyGram باعث شد استلار در حوزه دسترسی نقدی به کریپتو دیده شود. با این حال، استلار هنوز از نظر عمق تجاری در تسویه برونمرزی بانکمحور به سطح ریپل نرسیده است. از طرف دیگر، مدل استلار بیشتر بر جابهجایی استیبلکوینها در شبکه تکیه دارد، نه اینکه توکن XLM الزاماً نقش دارایی واسط جهانی را بازی کند.
بنابراین در بخش پرداختها، امتیاز به نفع ریپل است: حجم بیشتر، مسیرهای ارزی بیشتر، روابط عمیقتر با بانکها و مکانیزمی که تقاضای توکن را مستقیماً به جریان پرداخت وصل میکند.
رقابت توکنیزهسازی: برنده بزرگ استلار است
در بخش اوراق بهادار توکنیزهشده، استلار موفقیتی به دست آورد که کل رقابت را بازتعریف میکند. DTCC که ستون اصلی تسویه اوراق بهادار در ایالات متحده است، قصد دارد سهام، ETFها و اوراق خزانه توکنیزهشده را مستقیماً روی شبکه Stellar بیاورد.
اهمیت این اتفاق بسیار بالاست. DTCC یک استارتاپ فینتک یا یک بانک کوچک نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت اصلی بازار سرمایه آمریکا محسوب میشود. انتخاب استلار توسط چنین نهادی، برای شبکهای که میخواهد به زیرساخت تسویه داراییهای واقعی تبدیل شود، یک اعتبار نهادی بسیار بزرگ است.
اعتبار استلار در حوزه RWA فقط به DTCC محدود نیست. صندوق بازار پول توکنیزهشده Franklin Templeton نیز روی Stellar فعالیت داشته و پیش از ورود به سال ۲۰۲۶، بیش از ۱ میلیارد دلار دارایی واقعی روی این شبکه توکنیزه شده بود. قرارداد DTCC روی همین پایه قرار میگیرد و بهعنوان مهمترین تأیید نهادی استلار شناخته میشود.
نکته مهم درباره موفقیت استلار؛ زمانبندی هنوز قطعی نیست
با وجود اهمیت بالای خبر DTCC، یک نکته مهم وجود دارد: آزمایش تولیدی DTCC قرار نیست تا ژوئیه ۲۰۲۶ آغاز شود و دسترسی گستردهتر نیز برای ۲۰۲۷ هدفگذاری شده است. بنابراین اثر این اتفاق بر تقاضای واقعی توکن ممکن است ماهها یا حتی بیش از یک سال فاصله داشته باشد.
به بیان ساده، خبر DTCC برای استلار بسیار بزرگ است، اما فعلاً بیشتر وعدهای برای فعالیت آینده محسوب میشود، نه حجم زنده و فعلی. همین فاصله زمانی باعث میشود رقابت هنوز تمامشده نباشد.
رقابت قانونگذاری و ETF؛ برتری ساختاری ریپل
فراتر از پرداختها و توکنیزهسازی، دو عامل دیگر در کوتاهمدت به نفع ریپل هستند: قانونگذاری و دسترسی ETF.
- نخست، بحث قانونگذاری است. قانون CLARITY در تاریخ ۱۴ می از کمیته بانکداری سنا عبور کرد و اگر به قانون تبدیل شود، طبقهبندی ریپل بهعنوان کالا را در قوانین فدرال آمریکا تثبیت میکند. این موضوع بسیار مهم است؛ چون حکم تفسیری SEC-CFTC در ۱۷ مارس به ریپل وضعیت کالایی داده بود، اما تصمیم یک نهاد میتواند با دولت بعدی تغییر کند، در حالی که قانون فدرال ثبات بیشتری دارد.
- عامل دوم، دسترسی از طریق ETF است. ETFهای اسپات ریپل تاکنون ۱.۴۱ میلیارد دلار ورود سرمایه تجمعی جذب کردهاند و به مؤسسات مالی یک مسیر قانونمند و آشنا برای سرمایهگذاری روی ریپل دادهاند. استلار هنوز حضور مشابهی در ETFها ندارد؛ بنابراین ریپل از نظر دسترسی نهادی از طریق ابزارهای مالی قانونگذاریشده، مزیت ساختاری دارد.
در مجموع، ریپل در سه حوزه از چهار حوزه اصلی جلوتر است: حجم پرداختها، شفافیت قانونی و دسترسی ETF. در مقابل، استلار در تأیید نهادی مربوط به توکنیزهسازی برتری قاطع دارد.
مشکل مشترک ریپل و استلار؛ جذب ارزش توسط توکن
نکته پیچیده این رقابت این است که هر دو پروژه با یک مشکل بنیادی مشترک روبهرو هستند: آیا رشد شبکه واقعاً به افزایش تقاضا برای توکن منجر میشود؟
برای ریپل، مشکل این است که بانکها میتوانند از دفترکل ریپل استفاده کنند، بدون اینکه الزاماً مقدار زیادی توکن ریپل بخرند. داراییهای توکنیزهشده و استیبلکوینها میتوانند روی دفترکل جابهجا شوند، در حالی که فقط مقدار بسیار ناچیزی ریپل برای کارمزد تراکنش لازم است. به بیان ساده، شبکه میتواند رشد کند اما توکن الزاماً به همان اندازه از این رشد سود نبرد.
برای استلار، این مشکل حتی در حوزه توکنیزهسازی پررنگتر است. وقتی DTCC یا Franklin Templeton اوراق بهادار توکنیزهشده را روی Stellar منتشر میکنند، برای این کار نیازی به نگهداری قابلتوجه XLM ندارند؛ جز کارمزدهای بسیار کوچک تراکنش. بنابراین شبکه اعتبار و حجم تسویه میگیرد، اما توکن XLM مستقیماً فشار خرید بزرگی دریافت نمیکند.
این همان دام مشترک توکنهای پرداخت و تسویه است: هرچه شبکهها بهعنوان زیرساخت خنثی و آسان برای مؤسسات جذابتر شوند، مؤسسات کمتر مجبورند با توکن بومی درگیر شوند. در این بخش، مکانیزم ODL برای ریپل کمی قویتر است؛ چون در پرداختهای واسط، خرید ریپل بخشی از جریان تراکنش است.
پس برنده واقعی کیست؟
پاسخ دقیق این است که بستگی دارد چه چیزی را اندازهگیری کنیم و افق زمانی سرمایهگذار چقدر باشد؛ در پرداختهای برونمرزی تجاری فعلی، ریپل برنده است. این پروژه حجم واقعی، مسیرهای ارزی، روابط بانکی و مکانیزم تقاضای توکن را در جریان پرداخت دارد. این یک برتری فعلی و مبتنی بر دادههای موجود است.
در زیرساخت اوراق بهادار توکنیزهشده در بلندمدت، استلار پس از تأیید DTCC موقعیت قویتری دارد. اما این برتری بیشتر مربوط به آینده است؛ چون آزمایش تولیدی از ژوئیه ۲۰۲۶ شروع میشود و دسترسی گسترده احتمالاً تا ۲۰۲۷ طول میکشد.
در کاتالیزورهای کوتاهمدت و دسترسی نهادی به توکن، ریپل جلوتر است. پیشرفت قانون CLARITY، احتمال تثبیت وضعیت کالایی ریپل و ورود ۱.۴۱ میلیارد دلار سرمایه به ETFها عواملی هستند که میتوانند زودتر روی قیمت توکن اثر بگذارند.
جمعبندی؛ ریپل یا استلار برای سرمایهگذار جذابتر است؟
برای سرمایهگذار، سؤال مهمتر این نیست که کدام پروژه بهتر است؟ بلکه این است که کدام کاتالیزور زودتر به نتیجه میرسد؟
کاتالیزورهای ریپل، شامل تصویب احتمالی قانون CLARITY، ادامه ورود سرمایه به ETFها و رشد ODL، نزدیکتر و مستقیمتر به تقاضای توکن مرتبط هستند. در مقابل، کاتالیزور استلار یعنی اجرای توکنیزهسازی DTCC، از نظر مقیاس بزرگتر است اما دیرتر به نتیجه میرسد و ارتباط مستقیم ضعیفتری با تقاضای XLM دارد.
اگر سرمایهگذار به دنبال قرار گرفتن در معرض روایت توکنیزهسازی با اثر احتمالی زودتر روی توکن باشد، ریپل گزینه قویتری به نظر میرسد. اما اگر سرمایهگذار حاضر باشد چند سال صبر کند و باور داشته باشد استلار در نهایت مشکل جذب ارزش توسط XLM را حل میکند، استلار میتواند گزینه جذابی باشد. هر دو پروژه روی یک بازار عظیم شرط بستهاند، اما مسیر، زمانبندی و احتمال انتقال ارزش از شبکه به توکن در آنها متفاوت است؛ خوشبختانه هر دو این ارزهای دیجیتال چه در بخش اسپات توبیت و چه بخش فیوچرز صرافی توبیت لیست شده اند.


بدون دیدگاه